خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
452
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
تعريف به خواص و اعراض ، رسم مفرد است . رسم بايد نشانگر تميز باشد و گرنه رسم نخواهد بود . تميز يك ماهيت از ماهيات ديگر ، يا به وسيلهء ذكر خواص است - مانند تعريف انسان به ضاحك منتصب القامه ( خندان راستقامت ) - و يا به وسيلهء اعراض عامى كه بيش از يكى بوده و مجموعا مساوى معروض باشند - مانند تعريف خفاش به مرغ زاينده . تعريف به خواص بهتر از تعريف به عوارض است . زيرا تعريف به خواص تميّز بالذات را افاده مىكند . هرگاه در تعريف ، اعراض و خواص اجتماع كنند بايد امورى را كه اعم است مقدم داشت . بهترين تعريفات رسمى ، تعريف به اعراض ذاتى حقيقى است ، زيرا اعراض ذاتى بالقوه مشتمل بر معروضاتاند . و اما تعريف مشتمل بر ذاتيات و عرضيات ، رسم مركب است . بهترين رسم مركب آن است كه ذاتى ، جنسى باشد تا آنكه نخست ماهيت به وجهى از وجوه وضع شود ، آنگاه آن جنس با تقييد به اوصاف ديگر ، مقيد گردد . هرچه جنسى كه ذكر مىشود ، قريبتر باشد ، تعريف بهتر خواهد بود . بايد عام را بر خاص و ذاتى را بر عرضى مقدّم نمود . و اگر عرضى عام بوده و ذاتى خاص باشد به همان سببى كه گفته شد بايد عرضى را مقدم داشت . از ميان رسوم ، هر رسمى كه مفيد تمييز كلّى باشد ، رسم تام بوده و بقيه ، رسوم ناقص خواهند بود . بعضى از منطقيان رسم مركب را « تام » ناميده و رسم مفرد را « ناقص » گفتهاند . و اما تعريف به غيرذاتيات و عرضيات ، تعريف به اشباه و نظاير است . اينگونه تعاريف ، در قوهء تعريف به عرضياتاند ، زيرا وجه مشابهت امرى عارضى براى شبيه است . آوردن نظاير ، در برخى موارد براى بيان تماثل بوده و گاه براى بيان تقابل است . زيرا همانگونه كه ذهن از شبيهى به شبيه ديگر منتقل شده ، از مقابلى به مقابل ديگر نيز منتقل مىشود . بهترين مثالها ، مثالى است كه مشتمل بر وجه مشابهت و وجه مخالفت مثال و ممثول باشد . مانند آنكه بگوييم : ارادهء نفوس فلكى مانند ارادهء نفوس حيوانى است از جهت آگاهى هردو به فعل خود و ايثار آن ، ولى با همديگر از اين جهت اختلاف دارند كه افعال فلكى همواره بر يك نهج و روش هستند ، مانند افعال طبيعى . اين بيان مشتمل بر دو مثال بوده و هريك متضمن وجه مشابهت و وجه مخالفت است .